لَعْنَتیِ جَذاٰب - تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:36
اولین شب یلدایی بود که همه خونه ی ما بودن با همه ی تلخیش شیرین بود کلمه ای که گفت تو دایره ی لغات من یکی موجود نبود استوریا همه مثه هم:) میگه منتظر بودم دیشب انلاین شی و نشدی:( و با اون همه دلتنگیایه
شبی سخت را در پیش رو داریم:( - تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:36
گشنمه:(شام نخوردم xa0 هنوز کلی از ریاضی مونده xa0 امروز تا2مدرسه بودم دیروزم بودم،بعد فرداهم ریاضی دارم xa0 خوشبحالتون که واسه امتحاناتون تعطیلین xa0 خاک بر سر این مدرسه ی ما،شاید اگه شبانه درس نمیخوندم خیلی
منِ راضی:) - تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:36
امروز شادو خجسته از مدرسه زدم بیرون:)حالا جدا از اینکه نمره ی ریاضیم چند شه احساس خوبی داشتم یه احساس رضایت از خودم که فقط سه ساعت خوابیدم:) یه سری قیافه و اداها که برادر جان میگه فقط از توئه خل بر می
تو فقط برقص!!! - تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:36
با همه ی اینا قول میدی بازم دوسم داشته باشی؟؟؟؟ اخرین باری که به جای نداشته هاتون به اون چیزایی که دارین فکر کردین کی بود؟؟؟ امروز سرکلاس فیزیک! چقدرررر مونده برسم به اونجایی که مد نظرمه!! و منی که دا
امداد غیبی - تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:36
وقتی بیدار میشی که زیست بخونی:) هر کاری تو این جهان باشه تو میتونی انجام بدی کافیه به اون جایی که خودِ خودتو باور داشته باشی برسی! یه دفعه نگات میفته به یه چیزیو شگفت زده میشی:) سر امتحان ریاضی چند تا سوال بود که یادم نمیومد نمونشم حل نکرده بودم فقط یکی دو بار که سر کلاسش معلم جان حل کرده بود قید نم...
تموم میشه بالاخره:)! - تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:36
برف میباره:) همه ی داداش بزرگا اینجورین یا فقط تو؟؟؟ اینقدر فداکاری که دلت واسه این کنکوریه بلاتکلیف بسوزه و جایی نری؟ احساس میکنم یه جنگی،یه جدال خیلی نابرابری راه افتاده تو مغزمو داره همه چی رو بهم
من تنهاییامو از تو نمیشه پنهون کنم!:( - تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:36
زیست جانمون تموم شده تقریبا:) امشب تا هر وقت که شد بیدار میمونمxa0 نه واسه خوندن بیشترxa0 واسه یاداوری اون همه خاطره ی خوب که از این شب بیداریا دارم:) هر وقت بیدار میمونم به نظر خودم خییلی جواب میگیرم +یه روزی که حال دلم خوب بود جواب کامنتارو میدم +این هفته هم نوبت دندون پزشکی دارم:( +شرط دل دادن دل...
خواستم اما نشد!!! - تاریخ: 1397/10/9 ساعت: 4:36
اونی نشد که من می  خواستم  ! نمره ی عربیم افتصاح شد:( الان حس اون توپی رو دارم که داره با اخرین سرعت حرکت میکنه،خودش شاد و خوشحاله و داره به سمت اونجایی میره که میخواد بعد یه دفعه میخوره به یه شیشه،محکم ح
اضافی:) - تاریخ: 1397/9/24 ساعت: 2:35
تنها چیزی که الان تو اتاقم اضافی,ه منم:) اصن نمیدونم وسط این همه برگه و کتاب چی کار میکنم! فردا روز خیلی سختیه:( xa0
گاریِ حابجایی سیب زمینی،پیازو ما - تاریخ: 1397/9/24 ساعت: 2:35
یه گاری تو مدرسمون هست که خیییلی باحاله،بیشتر واسه جابجا کردن سیب زمینی و پیاز و اینجوری چیزاست.. اونروز با بچه ها نشستیم روشو چند نفرم وایسادن که هلمون بدن... یه احساسه خوبیه انگار سوار فلان ماشین چن
فرفری موی غزل ساز - تاریخ: 1397/9/24 ساعت: 2:35
بهم میگه موهاتو شونه کنی به کسی بر نمیخوره ها میگم به خدا همین الان شونه کردم میگه پس کار تو دیگه از شونه گذشته لطفا تو خونه روسری سرت کن،یه دفعه که میبینمت میترسم:( چه داداش ظالمی
کنکور - تاریخ: 1397/9/19 ساعت: 16:29
دوباره شد تاثیر30درصدی قطعی:( امیدوارم خودتون بدونید دارید چی کار میکنید!!!
همونم...همونی... - تاریخ: 1397/9/19 ساعت: 16:29
هنوزم همونم یکم مبتلاتر:) هنوزم همونی یکم بی وفاتر:(
خواب به خواب برم که برما!!! - تاریخ: 1397/9/19 ساعت: 16:29
دوس دارم ب خواب,,م،اونقدر عمیق و طولانی که به قول یه بنده خدایی خواب به خواب برم:) هر چند بهم ثابت شده که هیچکس از بیخوابی نمرده،با اون همه ماجرایی که امروز داشتمو هنوز سرپام،چشمامم بازه،تازه بعد از این
خاطرات اون شب محاله یادم بره - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 11:59
امروز مرور خاطرات,مون:) اونجایی که زهرا میگفت سارا بدو بیا و منم به بهونه ای که خودمم باورم نشد شامم نخوردم زود رفتم تو اتاق و جون عمم مثلا خواب اومد سلام کردیم گفت من برم فوتبال ببینم بعدا میام فک کنم
فیزیک - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 11:59
بدون رضایت قلبیم رفتم سرکلاس فیزیک, اونم فقط واسه اینکه از مدیرجان میترسم که فرار کنم!!! چند تا سوالشو حل کردمو لبریز شدم از احساس شاخی تو فیزیک,:)) تمام کتابای دهم یازدهمم از تو اتاق جمع شد...از همون ا
222 روز دیگه!! :(: - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 13:49
من تو این یه سال که نه تو این 222روز دیگه, با خودمم میجنگم!شماها که چیزی نیستید دیگه, داد نمیزنم اعتراضم نمیکنم این روزا فقط واسه شرایط واسه این همه ناسازگاریه دنیا و ادماش گریه میکنم و این بی سابقه تری
تو همانی که دلم لک زده:)اش را... - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 13:49
بی خبری خیلی بهتره تو همه ی موارد!!!!!! معلم مدیریت ازم پرسید چرا نمیخوای بقیه نظرشونو دربارت بگن؟؟ گفتم انتقاد پذیر نیستم چون میترسم بعدا رو رفتارم باهاشون تاثیر داشته باشه!!! و راستم گفتم... با خودم
جدول ضربو حفظ کنم یا چی؟! - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 13:49
و قسم به لحظه ای که 24 تقسیم بر 8 شد 4:( امروز سرکلاس فیزیک یه مسئله رو حل کردم تقریبا شد4 5 خط بعد دیدم اصلا جوابی که من بدست اوردم تو گزینه ها نیست چند بار چکش کردم درست بود راه حلشو اینا با سری برا
میگ میگ!!! - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 13:49
من شب که میخوابم صبحا دوباره4بیدار میشم درس میخونم تا6....دوباره میخوابم تا6:45...بعد ساعت7اون دختره مباد دنبالم و وقتی دم در نیستم با جفت دستاش شبیخون میزنه به درمون...چون بابا معمولا خوابه اون موقع