نمیتونی یعتی میشه اما اون تویی که نمیتونی!!! - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 13:49
هیچکدوم از درسای فردا رو هنوز نخوندم:) کلا به نظرم ادم یا باید واسه معدل بخونه یا کنکور مخصوصا تو مدرسه ی ما که مد شده هر چی امتحانای نوبتتو بیشتر بگیری مستمرم بیشتر بهت میدن درگیر فصل 3زیست دهم بودم
عنوان! - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 13:49
اقا یه چیزی بگم اینکه من چون قبلا واسه عنوان, پستام عدد میزاشتم الان مث چی تو عنوان, موندم!! یعنی خیلی سخته به نظرم مثلا پست قبلی اینقدر فک کردم اخرم گند زدم واقعا!!!:( سر هر عنوان,یم چندینو چند دقیقه فکر میکنما ولی بازم موفق نیستم خلاصه اگه کسی گذرش اینورا افتاد به بزرگی خودش چشم پوشی کنه:)
8❤ - تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 21:54
امروز هشت ساعتxa0 عقب نمی کشمxa0 بازی رو هم نذاشتن ببینیم:(
زنگ مدیریت عشق!!! - تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 21:54
شنبه ها زنگ اول مدیریت خانواده و سبک زندگی داریم و حتما باید بریم سر کلاسش بماند که من چقدر حرص خوردم که بابا به خدا من این اتاق کوچیک خودمو نمیتونم مدیریت کنم حالا مدیریت خانواده اصن به دردم نمیخوره چه الان چه به قول معلمش اینده اینم بماند که معلمش چقدر احساس شاخ بودن بهش دست میده وقتی توضیح میده ف...
میشه.! - تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 21:54
این هفته کلا ما رو نا امید کردن!همه ی معلمامون،از زبان و دینی تااااا زیست!!!!!! یه حرفای مزخرف گونه ای که همه با هم گفتیم الکیه و واسه خودشونه ولی رو برنامه هامون اثر گذاشت که همه پیش هم گفتیم مهم نیست ولی مهم بود و مهم تر شد اونی که میگه با این ترافیک تجربی شما اونی که میخواینو قبول نمیشین! وقتی به...
تو! - تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 21:54
یه وقتایی هست دوس داری یه کاری کنی ولی نمیکنی داستان همون جدال سخت بین عقل و دل.... همه که نباید عاقل باشن!امروز که دفترمو خوندم گفتم کاش....کاش یه چیزی که نگم بهتره،اصن تو به من فک xa0میکنی؟وقتی جوابشو میدونم چه مرضیه میپرسم؟منم ادمم اشتباه میکنم حالا شاید از دید تو بخشیده نشه!و اینجا دیگه تو میدون...
دوست داشتن - تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 21:54
دنبال هیچ کس ندویین ادمایی که همدیگرو دوست دارن کنار هم راه میرن:)
زیست! - تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 21:54
میخوام زووود یه چیزی بخورمو برم سر زیست:)که تمومش کنمو با خیال راحت بازی رو ببینم:))))) به امید قهرمانی:) یه پست طولانی تو راهه که دنبال یه وقت مناسبم واسه نوشتنش:( +اهنگ وبم❤
نشد که بشه... - تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 21:54
گلوم درد میکنه...مامان زنگ زد صدامو که شنید گفت چقدر داد زدی که صدات مث خروس شده؟؟؟ قرار بود بازی رو با برادر جان ببینم که نشد تنهایی دیدم!!!! دلم چند روزه درد میکنه چرا؟؟؟ زیست:) کنکور:( من؟؟؟؟؟؟ نمرت کم شده چرا نخوندی؟؟؟؟ این سوالو فقط از من پرسید!!!! روز دانش اموز:اگه بخونی عالی هستی ولی میدونم ن...
درس باید خواند! - تاریخ: 1397/8/21 ساعت: 21:54
فردا امتحان زیست دارم:) برادر جانم نمیذاره بشینم پای کامپیوتر:(از یه متریش که رد میشم دادش بلند میشه:)))) انصافا تو این مدت خیلی حرصش دادم:)و حقشه:) میگه سارا احساس میکنم تا تو کنکورتو بدی من پیر میشم:))))))) الانم دانشگاس که من جرئت پیدا کردم بیام این طرفا خلاصه که باید100صفحه امروز زیست بخونم:) من...
109 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 13:51
کاش میشد این مغزمو شست و شو بدم..همه چی پاک شه و از اول شروع کنم..خدایا من حالم خوب نیست..من از این بغض لعنتی متنفرم..زهرا واسم لالایی فرستاده میگه گوش کن خوابت میبره آروم میشی..جواب پیاماشو نمیدم که فکر کنه اروم شدم و خوابم برده..خودمم میتونم گول بزنم؟؟ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه دوم شهریور ۱۳۹۶ÓÇÚÊ 2:4 ...
99 - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 20:46
[unable to retrieve full-text content]با تو تنهام...
100 - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 20:46
قشنگ قبول دارم که اشتباه کردم...من گفتم این کوچولو چه بامزه است و حالا زهرا همه ی عکساشو واسم فرستاده...گوشیم حافظش پر شد دیگه...سرم داره منفجر میشه و این عکس فرستادنا تموم نمیشه... äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ÓÇÚÊ 0:51 ÊæÓØ sara|
101 - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 20:46
-دارم میرم کنسرتش +مبارکه -چه بی ذوقی تو +... -نمیای بریم؟؟ +نه -خوش میگذره ها +خوش بگذره بهتون... äæÔÊå ÔÏå ÏÑ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ÓÇÚÊ 12:46 ÊæÓØ sara|
102 - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 20:46
[unable to retrieve full-text content]در جواب ابلهان اونقدر خاموش موندیم که گفتن حرف حساب جواب نداره
103 - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 20:46
[unable to retrieve full-text content]خاطره تلخ ترین شیرینی دنیاست...
104 - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 20:46
[unable to retrieve full-text content]تولدت مبارک
105 - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 20:46
[unable to retrieve full-text content]تو دورم زدی دور چشمات بگردم
106 - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 20:46
من خودم قبول دارم که تو خراب کارایی هایی که دسته جمعی بود شرکت میکردم...اما تنهایی نه،چون میدونستم بابام اگه بفهمه چه بلایی سرم میاره... حالا این مدیر عقده ای ما جلوی همه در اومده میگه یه روز زنگ میزنم بیای واسه تعهد..بعضی از این معلما و مدیرا انگار خودشون دانش اموز نبودن مستقیم اومدن سرکار.. وقتی ا...
107 - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 20:46
واحد اندازه گیری انسانیت دستهاییست که گرفته ایم گره هاییست که از مشکلات دیگران باز کرده ایم دلهایی که به دست اورده ایم،اشکهایی که به لبخند نشاندیم چقدر انسانیم؟ äæÔÊå ÔÏå ÏÑ یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۶ÓÇÚÊ 23:37 ÊæÓØ sara|