یه سری قیافه و اداها که برادر جان میگه فقط از توئه خل بر میاد و هیچ کس نمیتونه اینقدر مسخره کنه قیافشو...کوچه خلوت تازه نگاهم کردم کسی نبود خلاصه که باز یه سوتی وحستناک:(
دیروز اینقدر نسکافه و شیر کاکائو و این چرت و پرتا رو خوردم که بالاخره یکم اثر کرد روم و امروز توهم زده بودم که بوی کاکائو میدمو تمایل زیادی به بالا اوردن داشتم:(
بریم واسه زیست:))
جز نگارش تا الان من راضی م
گوربابای نمره هاش
+از اینکه از دستت بدم،از اینکه تنهام کنی میترسم!!
برچسب:
نویسنده: آناهیتا جعفری