بماند که من چقدر حرص خوردم که بابا به خدا من این اتاق کوچیک خودمو نمیتونم مدیریت کنم حالا مدیریت خانواده اصن به دردم نمیخوره چه الان چه به قول معلمش اینده
اینم بماند که معلمش چقدر احساس شاخ بودن بهش دست میده وقتی توضیح میده
فقط این بد که تصور ادمو بهم میزنه
این هفته میگفت همین الان به اون رابطه ای که دارین فکر کنین،عشق اینه که بدون هیچ چشم داشتی واسه طرفت هر کاری رو بکنی،توقعی نداشته باشی،طرفتو فقط به خاطر خودش دوس داشته باشی،سختی هارو به جون بخری،چشمات فقط اونو ببینه و فقط دنبال اون باشی
حالا کدومتون فکر میکنه واقعا عاشقه؟؟؟؟
برچسب:
نویسنده: آناهیتا جعفری